Mohammad Naderipour was kidnappaed by plain cloth security forces. His body was found after 48 hours in a veichle.
The identity of an Iranian student, who had been killed by Iranian regime’s suppressive agents following the recent nationwide uprising, was revealed. The body of Mohammad Naderipour, a civil engineering at Sirjan School of Engineering was found 48 hours after his abduction on July 1st, an Iranian website reported.
The report quoted a close relatives of Mr. Naderpour that he was abducted by plain clothes agents at 7:00 PM on July 1st while leaving the school. “His body was found in his car 48 hours later.”
He added that the corpse was carried to the coroner’s office for examination and the cause of death was reported as “a direct blow to his head.” Iranian regime’s agents have told the family to bury the body immediately.
A number of plain clothes agents and security forces were present at the funeral service that was held in the village of his birth place, he said.
This report added that Mr. Naderipour’s family has been silent because they were concerned that another member of their family would be abducted.
Wednesday, 9 September 2009
Kidnapped and killed by security forces
Friday, 4 September 2009
تایید خبر "تابناک" درباره نامه اوباما به ایران توسط "واشنگتن تایمز"
سخنگوی کاخ سفید همچنین در ایمیلی که به این روزنامه آمریکایی ارسال کرده، گفته است که "ما نمی توانیم درمورد جزئیات و نوع نگرش این مکاتبات با ایران اطلاعاتی را ارائه نمائیم"...شنیده ها حاکی است که در این نامه، اوباما با به کارگیری ادبیاتی بیسابقه و به صورتی کاملاً محترمانه، پیشنهادهایی را در رابطه با روابط ایران و آمریکا مطرح کرده بود.
یک روزنامه معروف آمرکایی پس از 24 ساعت خبر "تابناک" درباره دومین نامه اوباما به ا
یران را به طور ضمنی تایید کرد.
به گزارش خبرنگار "تابناک"، روزنامه آمریکایی "واشنگتن تایمز" تایید کرد که باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا برای بار دوم به رهبر ایران نامه ای ارسال کرده است.
روز گذشته "تابناک" در خبری از ارسال دومین نامه اوباما به رهبر انقلاب اسلامی ایران خبر داده بود که این خبر پس از 24 ساعت توسط روزنامه پرنوذ آمریکایی تایید شد.
بر پایه این گزارش، روزنامه "واشنگتن تایمز" به نقل از سخنگوی کاخ سفید آقای "تومی ویتور" نوشت: "چندین روش ارتباطی با ایران وجود دارد." او همچنین در ایمیلی که به این روزنامه آمریکایی ارسال کرده، گفته است که "ما نمی توانیم درمورد جزئیات و نوع نگرش این مکاتبات با ایران اطلاعاتی را ارائه نمائیم".
اما در همین باره، "تریتا پارسی" رئیس "شورای ملی ایرانیان و آمریکاییها" ـ گروهی که نمایندگی ایرانیان در آمریکا را عهده دار است ـ می گوید: آیتالله خامنهای به نامه قبلی اوباما جواب داده است و اوباما هم این نامه دوم را به آیتالله خامنه ای نوشته است.
"پارسی" که از بیان مطالب انتشاریافته در نامه خودداری کرده است، می گوید: "تاریخ نامه پیش از انتخابات ریاست جمهوری در 12 ژوئون 2009 بوده است."
رهبر انقلاب پیش از این و در خطبههای نماز جمعه 29 خرداد، به طور تلویحی به نامه آمریکا به جمهوری اسلامی اشاره کرده و دکتر ولایتی، مشاور بینالملل رهبری نیز در گفتگوی زنده از شبکه سوم سیما نیز به این نامه اشاره کرد.
شنیده ها حاکی است که در این نامه، اوباما با به کارگیری ادبیاتی بیسابقه و به صورتی کاملاً محترمانه، پیشنهادهایی را در رابطه با روابط ایران و آمریکا مطرح کرده بود.
انتشار نامه منسوب به سعید حجاریان در مورد وضعیت بازداشت او
بعضی خبرگزاری ها در ایران نامه ای منسوب به سعید حجاریان را منتشر کرده اند که در آن وخامت حال جسمی، اعمال شکنجه و استفاده از قرص های روان گردان در مورد او تکذیب شده است.
در این نامه آمده است که آقای حجاریان پس از دستگیری، ۲۰ روز در یک سلول انفرادی در زندان اوین نگهداری شده است که می توانسته در آن با "واکر" راه برود و هواخوری داشته باشد و در این مدت پزشک زندان یک روز در میان به او سر می زده است.
بر اساس مفاد این نامه، در این ۲۰ روز عضلات بدن آقای حجاریان رو به تحلیل رفته و بنابراین به محلی منتقل شده که به استخر آب درمانی نزدیک بوده است.
سعید حجاریان ۱۰ سال پیش از یک ترور جان به در برد، اما در اثر آسیب مغزی قدرت تحرک و تکلم خود را از دست داد.
او پس از مدت ها معالجه، به سختی قادر به سخن گفتن شده بود.
در نامه منتشر شده از طرف آقای حجاریان آمده است: "در مجموع می توانم ادعا کنم که حفاظت از یک بازداشتی با معلولیت، کار پر مشقتی است که دوستان (مأموران بازداشتگاه) با شفقت آن را انجام دادند".
Thursday, 3 September 2009
چهره های سياسي،علمی و فرهنگی در چهلم مرحوم محسن روحالاميني
برخی وزرای سابق و فعلی دولتهای نهم و دهم، اعضای هیأت رئیسه و برخی از چهرههای مطرح مجلس شورای اسلامی، رئیس دانشگاه تهران، دبیر شورای عالی انقلاب و ... برخی از هنرمندان چون مجید مجیدی، اصغر فرهادی در این مراسم شرکت داشتند... جمعی از اعضای خانواده افراد بازداشت شده در حوادث اخیر، هنگام خروج محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام خواستار پیگیری وضعیت فرزندانشان شدند ...
مراسم چهلم مرحوم محسن روحالاميني از ساعت 14 تا 15:30 در مسجد ولي عصر، واقع در خيابان خالد اسلامبولي(وزرا) برگزار شد.
به گزارش خبرنگار «تابناك»، اين مراسم با حضور شخصيتهاي سياسي، لشکری و کشوری، از جمله دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام، رئیس سازمان صدا وسیما، دبير شوراي عالي امنيت ملي، نایب رئیس مجلس شورای اسلامی، وزرای سابق ارشاد و بهداشت و درمان، وزیر دفاع دولت دهم، اعضای هیات رئیسه و برخی از چهرههای مطرح مجلس شورای اسلامی، رئیس دانشگاه تهران، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، رئیس سازمان بازرسی کل کشور، رئیس سابق مجلس شورای اسلامی،رئیس موسسه اطلاعات، مدیران ارشد مجمع تشخیص مصلحت نظام، مدیران رسانهها همچون خبرگزاری های مهر و فارس و روزنامه جام جم،مسئولان پلیس امنیت ناجا و همچنین شخصیتها و چهره های علمی و دانشگاهی مانند، مسئولین ،اساتید و دانشجویان علوم پزشکی و دانشگاه تهران،علوم پزشکی و دانشگاه شهید بهشتی و دانشگاه های صنعتی شریف،علم و صنعت و خواجه نصیر به همراه مدیران ستادی وزارتخانه های بهداشت و درمان و علوم تحقیقات و فناوری،جهاد کشاورزی، سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران،انستیتو پاستور ایران برگزار شد.

همچنین،مدیران و مسئولین واحد علوم دارویی دانشگاه آزاد،مرکز تحقیقات پلیمر،معاونت علمی ریاست جمهوری،انجمن های علمی کشوری علوم دارویی ،ژنتیک،بیوتکنولوژی،گیاهان و علوم دارویی و نانو، مرکز بیوتکنولوژی کرج،روسا و مسئولین کارخانه های دارو سازی و مدیران ارشد جمعیت هلال احمر نیز با حضور در این مراسم برای شادی روح آن مرحوم به قرائت فاتحه پرداختند.
نمایندگانی جامعه هنری کشور نیز برای همدردی با خانواده روح الامینی در این مراسم شرکت داشتند،بر پایه این گزارش چهره هایی چون مجید مجیدی،اصغر فرهادی و رحمانیان با حضور در این مراسم به ابراز همدردی با بازماندگان آن مرحوم پرداختند.
حجتالاسلام و المسلمین ادیب یزدی امام جماعت مسجد بلال صدا و سیما نیز در این مراسم طی سخنانی با تاکید بر لزوم بازیابی اتحاد میان نیروهای انقلابی کشور گفت: وحدت، یگانگی، عزت و فداکاری باید مانند سالهای اول انقلاب در جامعه ما باقی بماند.
ادیب یزدی ادامه داد: یادمان نرود آن سالهای سخت اول انقلاب افراد بسیاری بودند که اگر در خانهشان نفت داشتند به همسایه شان میدادند. آن ارزشها باید امروز هم زنده بماند و باید با آفاتی که این وحدت را تهدید میکند مبارزه کرد.
وی با ذکر خاطرهای افزود: دیشب منزل یک روحانی بودم که پدر دو شهید بود و میگفت من وقتی فرزندانم را از دست دادم گریه نکردم اما امروز با دیدن این اتفاقات اخیر اشک میریزم.
حجتالاسلام ادیب یزدی اضافه کرد: شعلههای وحدت و عشق و همدلی و هماهنگی باید همچنان در جامعه ایران بماند و ما باید هر چه زودتر به مواضع اولمان برگردیم. نباید طوری باشد که برادرکشی در جامعه صورت بگیرد و باید ریشه نفاق را خشکاند.
ایشان همچنین با ذکر روایتی تاریخی از زمان حیات پیامبر اکرم (ص) و اشاره به دغدغه پیامبر(ص) درباره وضعیت و نحوه رفتار با اسرا در حکومت اسلامی گفت: شاید یکی از دلایل دلگیری بسیاری از دلسوزان نظام از برخی شرایط پدید آمده، رخدادهایی است که آنها نمیتوانند بپذیرند که در یک حکومت اسلامی چنین رفتارهایی شود.

در همین باره "مهر" نیز گزارش داد که،پس از پایان مراسم چهلمین روز درگذشت محسن روحالامینی در مسجد ولی عصر تهران، جمعی از اعضای خانواده افراد بازداشت شده در حوادث اخیر ، هنگام خروج محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام خواستار پیگیری وضعیت فرزندانشان شدند که رضایی نیز با تاکید بر حفظ خویشتنداری نسبت به این تقاضاها قول مساعد داد.
رضایی در جمع خانواده این افراد گفت: من شاید بیش از کسانی که وعده دادند این قضایا را پیگیری کردهام و میتوانم قول بدهم در مجمع تشخیص مصلحت نظام وضعیت بازداشت شدگان را حداقل برای خاتمه دادن به وضع نامعلوم و آزادی زودهنگامشان پیگیری کنم.
از نكات قابل توجه، حضور خبرنگاران و عکاسان متعدد از رسانههاي lمختلف بود كه در حاشیه این مراسم در تلاش بودند با برخی از شخصيتهاي سياسي گفتوگو کنند. این شرایط به ویژه با حضور چهرههای سیاسی مجلس هشتم مانند حداد عادل، ابوترابی، توکلی، صدر، زاکانی، کاتوزیان،عباسپور،اکرمی،عاشوری، سروری،جلالی،امیدوار رضایی و غفوری فرد که مستقیم از جلسه رأی اعتماد مجلس شورای اسلامی به این مراسم آمده بودند، پررنگتر شد.
بازسازی جنوب بیروت با کمک مالی ایران
پنجشنبه، ۱۲ شهريور، ۱۳۸۸
منطقه حارۀ حریک یکی از محلات جنوبی شهر بیروت است. در جنگ لبنان در سال ۲۰۰۶ میلادی این محله به عنوان مقر حزبالله بطور ویژه مورد حمله ارتش اسرائیل قرار گرفت.
در جنوب پایتخت لبنان نیروهای شیعه حزبالله بازسازی خانههای ویران شده توسط نیروهای اسرائیلی در دوران جنگ را آغاز کردهاند. اما در مورد چگونگی تأمین هزینه و اجرای طرح خانهسازی در این منطقه سخنی در میان نیست.
مونا ناگار، گزارشگر روزنامه تاتس، چاپ آلمان در شماره روز، سه شنبه اول سپتامبر این روزنامه، مشاهدات خود را از این محله چنین بیان کرده است:
«تاکسیها، مینیبوسها، موتورسوارها و دستفروشان با گاریهاشان در کوچهها و خیابانهای باریک منطقه حارۀ حریک در رفتو آمد هستند. عابران پیاده به سختی از میان خودروهای پارک شده مسیر خود را دنبال میکنند. لباسفروشیها، ساندویچفروشیها، کافههای اینترنت و سوپرمارکتهای کوچک در دو طرف خیابانهای شلوغ این منطقه از شهر قرار دارند. در برخی از گذرگاههای پررفت و آمد، تصاویری از مردان جوانی با لباس نظامی آویخته شده که در جنگ علیه اسرائیل جان خود را از دست دادهاند.»
حزبالله و بازسازی خانهها
برای حزب الله بازسازی خانههای ویران شده از اولویت برخوردار است. این مسئله ضریب اعتماد عمومی نسبت به حزبالله را بالا میبرد. همچنین بازسازی خانهها از سوی حزب الله به عنوان "نشانهای از مقاومت و پایداری در مقابل اسرائیل" قلمداد میشود.
محله حارۀ حریک در بیروت در سی سال گذشته شاهد تغییرات ساختاری و جمعیتی زیادی بوده است. خانه های یک و یا دو طبقه حیاط دار دهه هفتاد قرن بیستم میلادی و ترکیب چند مذهبی آن در دوران جنگ داخلی ۱۹۷۵ با ورود آوارگان جنگی تغییر کرد. این آوارگان بطور عمده از جنوب و شرق لبنان به بیروت هجوم آوردند و در این شهر سکنی گزیدند.
رفته رفته ساکنان قدیمی حارۀ حریک از این محله بیروت خارج شدند و جای خود را بطور عمده به مسلمانان شیعه و هواداران حزبالله، به عنوان ساکنان جدید این منطقه دادند.
بسیاری از خانههای محله حاره حریک بیروت در جریان جنگ ویران شد. بازسازی این خانهها اکنون با سازماندهی نیروهای حزب الله ادامه دارد. مونا ناگار مشاهدات خود از این محله چنین توصیف میکند: «در خیابانهای این محله خانههای زیادی درحال ساخت هستند. اسکلت بناهای هشت تا ده طبقه در همه جا به چشم میخورد. در جلوی ساختمانهای نیمه کاره تابلوهایی آویخته شدهاند که نام شرکت مسئول ساختمانی "واد" نوشته شده است به همراه این شعار که «ما خانههائی زیباتر از پیش خواهیم ساخت.»
کمکهای خیریه ناشناس برای بازسازی
گفته میشود که حمله نیروهای اسرائیلی مجموع به ۲۶۵ مجتمع ساختمانی خسارت جدی وارد ساخت و یا آنها را به کلی ویران کرد. نتیجه این خرابیها بیخانمانی حدود بیست هزار نفر از اهالی این محله بود.
در طرح شرکت"واد" قرار بر این است که خیابانها وسیعتر از پیش ساخته شوند. حسن جیشی، مهندس ناظر این پروژه در گفتگو با گزارشگر تاتس با غرور توضیح میدهد که بسیاری از ساختمانها ضد زلزله خواهند بود. وی تأکید میکند: «مردم منتظرند که هر چه سریعتر به خانههایشان بازگردند.»
اکثر لبنانیهایی که خانه خود را در جنگ از دست دادهاند، به شرکت "واد" برای بازسازی خانهشان وکالت دادهاند. این شرکت کمکهای خیریه جمعآوری شده را برای بازسازی مجتمعهای مسکونی در اختیار شرکتهای ساختمانی قرار میدهد. این کمکها به هیچوجه نمی توانند هزینه سنگین بازسازی ساختمانها را تأمین کنند. بقیه هزینهها از سوی کمکهای خیریه دیگر و بخش "جهاد البنا" از سوی حزبالله تأمین میشود. از ایران هم به عنوان کمککننده بزرگ این پروژه نام برده میشود.
دویچه وله
محدود کردن دانشگاهها «جامعه را فاشیستی میکند»
پنجشنبه، ۱۲ شهريور، ۱۳۸۸
آیتالله علی خامنهای که خود از مدافعان جدی و سرسخت اسلامی کردن دانشگاهها و بازبینی در رشتههای علوم انسانی است روز یکشنبه در جمع استادان و هیاتهای علمی دانشگاهها تاکید کرد که آموزش علوم انسانی در دانشگاهها منجر به «ترویج شکاکیت و تردید در مبانی دینی و اعتقادی» خواهد شد.
وی از دولت و شورای عالی انقلاب فرهنگی خواست در این مورد توجه جدی کنند. موضوع و انگیزه نگرانی نسبت به رشتههای علوم انسانی را با دکتر گودرز اقتداری، استاد دانشگاه در آمریکا، در میان گذاشتیم.
دکتر گودرز اقتداری: در اوایل دهه هشتاد میلادی و تقریبا دو سال و اندی که از انقلاب اسلامی ایران گذشت، انقلاب فرهنگی در ایران به وقوع پیوست و به دنبال آن بسیاری از دانشجویان و اساتید را از دانشگاهها بیرون کردند. علت اصلی وقوع این اتفاق در آن زمان احساس خطری بود که از جانب نیروهای چپ در جامعه احساس میشد و از سوی نیروهای چپ و مخالف جمهوری اسلامی تقویت شده بود و سران جمهوری اسلامی میخواستند به این طریق آن جناح و تفکر را حذف کنند.
در آن زمان یک سری سازمانهای عریض و طویل هم به وجود آمد و کتابهای درسی را مورد ارزیابی قرار دادند تا به قول خودشان به راه راست و منطبق با شریعت هدایت کنند. در علوم سختی مانند رشتههای مهندسی، بیولوژی، طب و غیره مداخلهای نکردند، به خاطر این که در این رشتهها چیزی وجود نداشت که بخواهند با آن برخورد کنند. ولی در علوم انسانی این کار را انجام دادند. این اقدام به نفع بینش غربی و لیبرال در مقابل بینش چپ و مارکسیستی تمام شد. اما امروز جامعه وارد مرحله تازهای شده است که به نظر میرسد این بار از ناحیه بینش غربی و لیبرال احساس خطر میکنند.
رشتههای علوم انسانی چه ویژگیهایی دارند که در نظام آموزشی جمهوری اسلامی از چنین اهمیتی برخوردارند، که حتی تا مرحله اسلامی شدن این علوم هم پیش میروند؟
این رشتهها باعث میشود کسانی که در آن تحصیل میکنند به درون جامعه خودشان نگاهی بیاندازند، به تغییرات اجتماعی فکر کنند، و با مطالعاتی که انجام میدهند نسبت به برخی از حقوق بشری که در ایران رعایت نمیشود آگاه شوند، نسبت به حقوقی که در بسیاری از کشورها مراعات میشود. از خودشان سوال میکنند که چرا حقوق طبیعی زنان در جامعه نبایستی تامین شود؟ این گونه سوالات سوالاتی است که از دامنه علوم انسانی برمیخیزد و عدم توجه به آن و تحریم آن از محیط دانشگاه خطرات بسیاری را برای جامعه به دنبال دارد. این محدودیتها جامعه را کاملا فاشیستی میکند، انگار که همه مثل ابزار کار در یک کارخانه کار میکنند و از خودشان هیچ سوالی نمیپرسند و در مورد هیچ چیزی هم شک نمیکنند.
در دولت نهم وزیر علوم، تحقیقات و فناوری اطلاعات، آقای محمدمهدی زاهدی، مامور شد که پروژه اسلامی کردن دانشگاهها را در دستور کار دولت قرار دهد. در این راستا شورای اسلامی شدن دانشگاهها و کمیته پیگیری مطالبات رهبری هم تشکیل شد. این نکته جای سوال است که آیا اساسا نوع اسلامی شده علوم انسانی هم میتواند پدید بیاید؟ و اگر به وجود بیاید چه تناقضی میتواند با علوم انسانی رایج در جهان امروز داشته باشد؟
قطعا اینها معتقدند که با همان ابزارهای کاری که در حوزه علمیه تدریس میکنند میتوانند به تمام سوالات علوم انسانی پاسخ دهند. اما مشکل قضیه این جاست که محیط دانشگاهی در ایران را تبدیل به محیط دانشگاههای اتحاد جماهیر شوروی سابق میکنند، که هیچ کس حق سوال کردن نداشت، هیچ کس حق تشکیک در امور حکومتی را نداشت. اینها در واقع به دنبال تدریس چنین طرز تفکری به دانشجویانشان هستند، دانشجویانی که همه چیز را بدون سوال کردن بپذیرند. مطمئنا همان طور که قوانین جزایی اسلام را جایگزین قانون مدنی کردند در مورد سایر مباحث علوم انسانی هم زمینههایی برای جایگزینی خواهند داشت.
کیان معنوی
رادیو فردا
شکنجه دانشجوی محروم از تحصیل / به همراه تصاویر
خبرگزاری هرانا : امید گلباز دانشجوی محروم از تحصیل رشته فلسفه دانشکده الهیات دانش گاه فردوسی است که در 23 تیرماه 1384 در میدان ونک تهران از سوی ماموران امنیتی همراه با استفاده از اسپری فلفل و ضربوشتم شدید بازداشت و به بازداشتگاهی منتقل شد که همچنان برایاش مجهول است
گلباز در طول دورهی بازداشت دچار شکستهگی انگشتان که بر اثر ضربات با باتوم و حتا بریدهگی و قطع یک بند از انگشت وی که در بازداشتگاه بی نام و نشان و در لابهلای درب های آهنین آن صورت گرفته، شده است. همچنین مواردی از خونریزیهای داخلی وی اعم از خونریزی معده و پاره شدن مویرگهای مثانه و همچنین ضرب دیدهگی شدید از ناحیه کمر و شکستهگی یکی از دندانها پس از معاینههای دکت تایید شده که حاکی از شکنجههای طاقتفرسا و وحشیانه صورت گرفته بروی وی در زندان است.
در تمام طول بازجوئیها چشم بند به چشم زندانی بوده و بازجوها که نقابی سیاه به چهره داشتهاند یکدیگر را حاجی یا علوی خطاب میکردهاند.
پس از انتقال به اوین حتا پس از یک هفته پس از شکستهگی سر و صورت و انگشتان اجازه انتقال به بهداری و ملاقات با پزشک ابن دانشجوی محروم از تحصیل داده نشده است.
بارها در ساعات مختلف شبانه روز و در شرایط بسیار سخت و دشوار از لحاظ روانی و بیخوابی وی تحت فشار و شکنجه و ضرب و شتم و توهینهای بسیار رکیک بوده و به طور مدام تهدید به شکنجههای شدیدتر حتا عریان کرد زندانی و تجاوز جنسی میشده است. تهدید به کشانیدن پای دوستان و خوانواده به بازجویی در صورت همکاری نکردن با بازجویان و اعتراف نکردن به موارد مطروحه از دیگر فشارهای وارد بر گلباز بوده است.
ارتباط و مراودات با محافل بیگانه، اقدام علیه امنیت ملی، سرکردهگی اغتشاشات و تخریب اموال عمومی محاربه با خدا و... از جمله اتهامهای مطروحه در پروندهی امید گلباز اعلام شده است.
وی هماکنون با قرار وثیقهی 50 میلیونی توانسته است از زندان مرخصی استعلاجی گرفته و مشغول درمان خود است.






منبع خبر : مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران




